X
تبلیغات
بازی تراوین
دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390
توسط: sina

تیــــکــــه هـــــای باحـــــــال ...!!!

حقیقت ته خیاره
اشتهام عینکی شده (چیزی نمونده کور بشه)

زشت اونه که یه پیرزن تو خیابون شلوار لی پاش کنه و با موتور تک چرخ بزنه

اگه کسی از دست من دلخوره، دلشو بخوره

اگه باد بیاد کج میشه (قد بلنده)

یه پارچ آب بریز تو لیوان به من بده

یه دونه ای ، اگه دوتا بودی میبسمت به گاری

همچی میزنمت که عرش خدا بلرزه

بمون یه چای سیخ بزنم واست

شما شدی ناصرالدین شاه، ما شده ایم اصغر شیره ای؟

این روزا همه از من شماره میخوان شما چطور؟

یه دهن گنده دیگه.... یه پسر بی مصرف دیگه

از اقبال بدم آینه فروش شهر کورا شدم

بنده ی خدا به امان خدا

این عشق کاغذی رو فراموش کن
این لباسی که پوشیدی داره به تنت گریه میکنه
نگاه کردن بهت کفاره داره، چه برسه حرف زدن باهات

حیا رو خورده، آبرو رو قورت داده

قرار نیست هرچی که لایق خودته، تو دهن من بزاری

دکورشون که مال عهد دقیانوس بود

برو کنار قلتک شهرداری اومد(چاق بودن)

دماغت رو کشیدی بالا، چشات سبز شده

مگه خیار دیدی که اینقد نمک می پاشی،نمکدون

یکی تو راست میگیری، یکی چوپان دروغگو

تو مغزش دور برگردون زده

طرف شیش هیچ به گاو باخته

گاو پیشت پروفسوره

خدا آدمو خر بکنه، گرفتار خر نکنه

الهی موش کور بخورتت که نفهمه چی خورده

پینوکییو آدم شد تو هنوز آدم نشدی

لطف کن محبت نکن

آدم تو شهر سگا گربه ی شهر باشه، اما اینقد زن ذلیل نباشه

کم پیدایی الحمدالله

حرف نزنی نمیگن لالی

زندگی توام که با خط یا شیر میگذره

خوش اومدی به درک

چقد گفتم خریت مد نشده، دنبال لباسش نگردین

چوب کاری میفرمایین

باور کن دیگه به اندازه ارزنی تو دلم جا نداری

خیلی سر به زیری ، به تیر برق نخوری

حیف اونایی که مردن و صدای تورو نشنیدن (بدصدایی)

دست میدی، باهاس انگشتاتو بشماری

حرف یومیه اش رو بلد نیست بزنه